اول به اونائی که مادرشون رو از دست دادن که یادی ازش شده باشه ازم پرسید:به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم فریاد بزنم(به خاطر تو) بهش گفتم:به خاطر هیچکس..... پرسید:پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد میزد (به خاطر تو) با یه بغض غمگین بهش گفتم:به خاطر هیچی..... ازش پرسیدم:تو به خاطر چی زنده هستی؟؟؟ در حالیکه اشک توی چشمش جمع شده بود گفت: (به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است)...... دفتری که بسته شد بازش نکنید دلی که شکسته شد نازش نکنید یاران شما را به خدا به عشق بی وفایی نکنید یا وفا کنید تا آخر عمر یا که از اول آشنائی نکنید. ..به هرکس دل سپردم بی وفا شد.. ..چو پا بذرش شدم از من جدا شد.. ..نمی دانم از اول بی وفا بود.. ..یا نازش کشیدم بی وفا شد.. ...هر زمان برق نگاهت زند اتش به دلی ... ...ای گل ناز از این سوخته خرمن یادار... خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... ...دلی در عشق چون پروانه دارم ... ...زدرد سوختن پروا ندارم... ...نه لایق بر بساط خانقاهم... ...نه میل مسجد و میخانه دارم... من برای سالها مینویسم...سالها بعد که چشمانت عاشق میشوند... افسوس که قصه ی مادر بزرگ راست بود...همیشه یکی بود یکی نبود در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد آرزو دارم شبی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را می رسد روزی که بی من سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی میتونی نگاهم نکنی اما نمیتونی جلو چشامو بگیری . میتونی بگی دوستت ندارم اما نمیتونی بگی دوستم نداشته باش . میتونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا . پس نگاهت میکنم ، دوستت دارم ،تا ابد به دنبالت میام پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) تو عشق منی و من در قلب تو هستم این اولین و آخرین بار بود که عهد عشق را با یک نفر بستم تو نبودی ، زیر باران ، لحظه غروب همیشه و همه جا به انتظار تو نشستم تا تو بیایی و عشق رویاهایم را ببینم ، تا در حسرت داشتن تو نمیرم! مثل پرنده اسیر نکردم تو را در قفس دلم ، مثل همان پرنده رهایت کردم در آسمان آبی دلم تا پرواز کنی و من تو را ببینم ، هنوز هم عاشق همیم با اینکه تو در آسمانی و من بر روی زمینم! به داشتنت عادت نکرده ام ، میدانم تو همیشه هستی ، مثل من که مجنونم ، دیوانه ام هستی ، مثل من که عاشقم ، عهد عشق را با من بستی ، مثل من از دلتنگی ، میبینم که در گوشه ای با چشمهای خیس نشستی فدای اشکهایت شوم ، نبینم چشمهای خیست را که من با دیدنش از دنیا هم دلگیر میشوم! تو با احساستر از احساسات منی که اینک احساساتم اینهمه زیبا شده ، تو چه هستی که با داشتنت اینک دلم مثل یک دریا شده دریایی پر از احساسات عاشقانه به تو ، دریای بی انتهای دلم برای تو ، تا هر کجایش که دوستی داری برو.... تو نفس منی و جان منی و زندگی من ، دور نشو از کنارم که بدجور میگیرد دل من قلبت درگیر آرزوهایم، داشتنت شبیه رویاهایم نمیخواهم تو نیزبیپوندی به خاطره هایم همیشه برایم حقیقت بمان ، حقیقت هم نمی مانی همان رویا باقی بمان تا به شوق این حقیقت و عشق این رویا زندگی کنم دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است نری بگی بی حیا بود بی دین و بی خدا بود دل به کی بسته بودم آخ که چه بی وفا بود... عشق چیست؟ شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟ شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانشی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم. استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین شاگرد پرسید؟ پس ازدواج چیست؟ استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟ شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم. استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو, یا که من مست و خرابم یا که تارت تارنیست روزی از یک دانشمند ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند ، در جواب گفت : اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشند: نمره یک میدهیم 1اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 10 اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک میگذاریم : 100 اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک میگذاریم : 1000ولی اگر زمانی عدد 1 رفت ( اخلاق )؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند ، 000و صفر هم به تنهائی هیچ است . و آن انسان هیچ ارزشی ندارد . سه تااز بهترین خوابیدن های دنیا: 1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای 2. خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی 3. خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده دلم اعدام عشق است به دارقلب خاموشت؛بدان تالحظه مردن نخواهم کردفراموشت ........ ای دوست ما همانیم که به یاد تو هستیم هنوز،از دوری تو جام به دستیم هنوز، در خلوت خویش یاد ما باش که ما، در خلوت خود یاد تو هستیم هنوز ........ احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم مى رسد.
نازنینم، فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها. ....... عشــــق , عــجیب تر از آن است که در یک زن خلاصه شود و زن , غــریب تر از آن که در یک عشــــق شناخته شود ! ........ زندگی آن هنگام زیباست که آدمی بداند فکری به خاطرش در هیاهوست. به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم بگه : "نرو!" کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم بگه : "صب کن منم باهات بیام، تنها نرو![]()
به خاطر تو
![]()
![]()

![]()
دوست دارم

![]()
خوش به حال آسمون
به کسی توجه نمی کنه ...
از کسی خجالت نمی کشه ...
می باره و می باره و ...
اینقدر می باره تا آبی شه ...
آفتابی شه ...!!!
کاش ...
کاش می شد مثل آسمون بود ...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده![]()
![]()

یه عمری همه دنیارو گشتم...
به دنبال یه عشق صادقونه...
یه عشقی که بسازه دل رو از ما...
بشه تنها چراغ توی خونه...
یه عمری پی عشق بی هوس دویدم...
به دنبال یه عشق بی بهونه...
یه عشقی که بشه مرهم زخمام...
نشه بد تر نمک رو زخم کهنه...![]()
کاش می شد سرنوشت را ...

![]()

![]()

![]()
![]()

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:![]()
![]()
شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است
کوه را با آن بزرگی میتوان هموار کرد![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا باز کن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد
گر چه من تجربه ای از نرسیدنهایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




